مینویسم از دلم ٬
تا غوغای درونش ٬ در این هیاهوی بی بازگشت ٬ آرام گیرد .
همه سعی من این است ٬ انبوه کلماتم را ٬ آنگونه که سزاوار است ٬ حک کنم .
آنگاه که غم شب ٬ سکوت و تاریکی - من - یک دخترک کنکوری را٬ از جنبش باز می دارد ٬
می آیم !
خطی مینویسم .در این سال که پر است از خاطره هایی تازه ٬
چشم دل را نو میکنم ٬ مثل شمع و شبنم ٬ غرق موسیقی مبهم کلمات میشوم و ...لحظه ها میگذرند٬تند و بی فاصله از هم...
رهگذر جاده ی من ٬ بدان ٬گاه نوشته هایم ٬ مخاطب دارد بسیار ٬ و گاه چیزی جز تراوشات ذهن شلوغ یک دخترک کنکوری نیست !
انتقاد از متن هایم را بیش از هر چیز دوست دارم٬از نظر های منتقدانه تان برای بهبود نوشته هایم٬ممنونم.
به امید او .
خود آ .
ثانیه هایم خلأ احساس پاک کنار تو بودن را
جرعه جرعه به جانم می چشانند ٬
و من چه ساده همه بغض و دغدغه هایم را قورت می دهم و به ابدیت می سپارمشان !
تماشای فروپاشی ذرات وجودم برای مهر تو زیباست...
می دانم...قطره های اشکم ابدی می شوند و این زیبایی را جاودان می کنند...از لجاج نفس که همت های بلند را پست سازد و پرده ی عفاف و عصمت چاک زند به درگاه تو پناه می آورم...باشد که یاریم کنی و دست هایم را در گردباد زندگی رها نکنی٬ مبادا که در هوای غبار آلود گناه٬ مشعل های راهنمایی ات از نگاهم گم شود !
کنارم بمان و بگذار تمام لحظاتم لبریز از "تو" باشد٬ یگانه معبود...
*باز هم تأکید می کنم ٬گاهی فقط می نویسم٬چون دلم نوشتن می خواهد٬نه مخاطب دارد و نه دلیل .
خداوندا !
تو کیستی که آسمان را میگریانی تا شاید ٬بنده ای هرچند حقیر٬ زمزمه وار٬ نامت٬ عظمتت٬ زیبایی ات و قدرتت را یاد کند !
"خدا بزرگ ٬ مهربان ٬ خدا خوب است ٬ تو خوب هستی و من خوبم و هوا خوب است!
آسمان داستان غمگینی هایت را تعریف کرده است و من بارها بارش را در نگاهت متبلور ٬یافته ام .
اما روزها آبستن حوادث بزرگ تری است و زندگی امروز شیرینی هایش را ذره ذره در کاممان میریزد ...افسوس که درکش نمی کنیم !
فرداهایت روشن و کوهستانی باد ."